بازگشت به جمع وبلاگ نویسان
خوبین بچه ها
از همه دوستان عزیزم دعوت می کنم که از وبلاگ جدیدم دیدن کنن .
وبلاگ جدید با اشعار خودم و دوستانم و کلاْ متفاوت با این وبلاگ ![]()
![]()
امیدوارم باز هم در کنار هم باشیم ![]()
![]()
به امید دیدار
یا علی ![]()
![]()
![]()
فاضل
آدمها ، قطارها ، روی ریل حرکت می کنند و عاشق می شوند
خوبین بچه ها
از همه دوستان عزیزم دعوت می کنم که از وبلاگ جدیدم دیدن کنن .
وبلاگ جدید با اشعار خودم و دوستانم و کلاْ متفاوت با این وبلاگ ![]()
![]()
امیدوارم باز هم در کنار هم باشیم ![]()
![]()
به امید دیدار
یا علی ![]()
![]()
![]()
فاضل
خوبین بچه ها ؟؟؟؟؟؟؟
اول
از همه شما دوستان گلم
بابت غیبت طولانی که داشتم
معذرت میخوام ![]()
منو ببخشین
. بخشیدین ؟ مرسی
دوم
احتمالاْ این آخرین پست وبلاگم هست . دیگه دانشگاه هم داره شروع
میشه و در کل هم بخوام بگم دیگه حس اومدن رو هم ندارم .
دیگه اون حوصله که برو جواب نظرات و بدم رفت واسه خودش .
مگه همه مثل شما دوست های گلم ![]()
با حوصله هستن .
دیگه از ما خوبی و بدی دیدین به بزرگی خودتون ببخشین ![]()
![]()
گرچه فکر نکنم کسی باشه که اذیتش نکرده باشم ![]()
![]()
![]()
![]()
خلاصه ما اینیم دیگه![]()
![]()
سعی می کنم همین الان به همه سر بزنم . ![]()
![]()
غیر این هم هر وقت شد سعی می کنم حتماْ به همه سر بزنم. ![]()
![]()
راستش می خواستم اسم همه عزیزان رو بنویسم ولی فکر کردم شاید
اسم کسی رو جا بندازم واسه همین بی خیالش شدم ![]()
![]()
![]()
اگر کار خاصی هم با من داشتین آدرس ایمیل رو پایین مینویسم
در خدمت هستم ![]()
![]()
![]()
در ضمن هر کدام از دوستان میخواد رو وبلاگ من کار کنه
حاضرم وبلاگ رو در اختیارش بذارم.
واسه تماس هم آدرس ایمیل که پایین هست
تو نظرات هم بگین بهتون جواب میدم .
نکته ![]()
![]()
![]()
مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم
۷ مهر تولد منه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
E-mail : happy_blue_heart7@yahoo.com
این هم یادگاری داداش فاضل واسه شما
عکس های خودم رو میزارم





خداحافظ همین حالا ،همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی ، تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگیـــن بــه یاد اون همه تردید
بـــــه یاد آسمونی کـــــه منـــو از چشم تو می دید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سـاده است
نه اینکه میشـــه باور کـــرد دوباره آخـــر جاده است
خداحافظ واســـه اینکـــه نبندی دل بـــه رویــاها
بدونــی بی تـــو و بـــا تـــــو همینه رســم این دنیـا
خداحافظ ... خداحافظ ... همین حالا !
اگر می دانستی ...
هر آن گاه که تو آسوده خاطر !
به بالین خواب رفته ای ...
من به احترامت به تمام جیر جیرکها می گویم ساکت
و به احترامت ...
تمام ستاره های شب زنده دار را به بازی می گیرم تا برایت خوابهای طلایی بسازم
هیچ گاه مرا ...
از خوابهایت نمی راندی ...

از تو آموختم :
رویای سبزاندیشه مسافری باشم که
به شهر آفتاب می رود.
گلی از شاخه اگر می چینیم
برگ برگش نکنیم
و به بادش ندهیم
لا اقل لای کتاب دلمان بگذاریم
وشبی چند از آن را
هی بخوانیم و ببوییم
و معطر بشویم
شاید از باغچه ی کوچک اندیشه مان

کاش دنیا پر بود از قطره هایی که مردم ،
اون رو شوق معنی میکردند... .
اگر دنيای ما دنيای سنگ است . . . . . .بدان سنگينی سنگ هم قشنگ است .
اگر دنيای ما دنيای درد است . . . . . . بدان عاشق شدن از بحررنج است .
اگر عاشق شدن پس يک گناه است . . . . . . دل عاشق شکستن صد گناه است .

در سکوت شب گوش بسپار هق هقی می شنوی آری من در آنجا هستم .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تو ميروی و من فقط نگاهت ميکنم ،
تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ،
بی تو يک عمر فرصت برای گريستن دارم
اما برای تماشای تو همين يک لحظه باقی است .

همسایه می شوی تا دیوار را فراموش کنم؟
حاضر می شوی تا غایب نباشم؟
مردودم می کنی تا دوباره بخوانمت؟
لالایی می گویی تا شاعر شوم؟
می مانی تا به مرگ بخندم؟؟؟
پیش از اینها فکر میکردم خدا خانه ای دارد کنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس و خشتی از طلا
رعد و برق شب طنین خنده اش سیل و طوفان نعره توفنده اش
هیچکس را در حضورش راه نیست هیچکس از جای او آگاه نیست
پیش از اینها خاطرم درگیر بود از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین خانه اش در آسمان دور از زمین
بود امّا در میان ما نبود مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت مهربانی هیچ معنایی نداشت
هرچه می پرسی جوابش آتش است آب اگر خوردی عذابش آتش است
تا خطا کردی عذابت می کند در میان آتش آبت میکند
تا که یک شب دست در دست پدر راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه در یک روستا خانه ای دیدم خوب و آشنا
زود پرسیدم پدر اینجا کجاست؟ گفت:اینجا خانه خوب خداست
گفتمش پس آن خدای خشمگین خانه اش اینجاست؟اینجادرزمین؟
گفت:آری خانه او بی ریاست فرشهایش از گلیم و بوریاست
مهربان و ساده و بی کینه است مثل نور در دل آینه است
خشم نامی از نشانیهای اوست حالتی از مهربانیهای اوست
قهر او از آشتی شیرین تر است مثل قهر مهربان مادر است
آن خدای پیش از این را باد برد نام او را هر دلی از یاد برد
می توان با این خدا پرواز کرد سفره دل را برایش باز کرد
چکه چکه مثل باران راز گفت با دو قطره صد هزاران راز گفت

قابل توجه تمامی پسران مجرد :![]()
![]()
به علت شیوع آنفلونزای مرغی تا اطلاع ثانوی قاطی مرغها نشوید![]()

به تعداد محدودی دختر با دماغ سر بالا جهت دست زدن در عروسی نیازمندیم....
به تعدادی جوان لیسانس جهت ایستادن سر چهارراه و زدن سوت بلبلی نیازمندیم..
پیک فرقونی....(استخدام فوری در گواتمالا)
به تعدادی جوان قوی هیکل جهت هل دادن ماشین پدرم هر صبح نیازمندیم....
جوان با دستان طلایی جهت بالا انداختن آجر...(فوری فوری...)
به تعدادی جوان کف کرده جهت چسباندن تمبر به پاکت نیازمندیم....
الان پول بده ۳۴هزار سال بعد سودش رو بگیر......
به تعدادی تابلوی بوق ممنوع جهت نصب جلوی دبیرستان دخترانه نیازمندیم....
به یک جوان خوش صدا جهت درآوردن صدای آژیر آمبولانس بیمارستان
نیازمندیم..
به یک دختر خوب و پولدار جهت دوست شدن نیازمندم...( این مال خودمه![]()
)
آخ آخ.....قرص هام یادم رفت......من باید برم.....![]()

![]()

گفتم خرابت ميشوم گفتی تو آبادی مگر؟
گفتم ندادی دل به من گفتی تو جان دادی مگر؟
گفتم ز كويت ميروم گفتی تو آزادی مگر؟
گفتم فراموشم نكن گفتی تو در يادی مگر؟
گفتم خاموشم سالها گفتی تو فريادی مگر؟
گفتم كه بربادم مده گفتی نبر بادی مگر؟
گفتم دل و دین بر سر کارت کردم
هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی
آن من بودم که بیقرارت کردم

ديرگاهيست در اين كومه ی تاريك و مخوف
خبری از گل زيبای گلستانم نيست
چشم ها در طلبش رقص كنان ، باز ولی
اثری از گل من نيست كه نيست
شادم كه در شرار تو ميسوزم شادم كه در خيال تو ميگريم
شادم كه بعد وصل توباز اينسان در عشق بی زوال تو می گريم
پنداشتی كه چون ز تو بگسستم ديگر مرا خيال تو در سر نيست
اما چه گويمت كه جز اين آتش بر جان من شراره ديگرنيست
شبها چو در كناره نخلستان كارون ز رنج خود به خروش آيد
فريادهای حسرت من گويی از موجهای خسته به گوش آيد شب
لحظه ای به ساحل او بنشين
لو رفتم گفته بودی کف بينی میدانی،
دستهايم را مشت کرده بودم و خيره به چشمانت مینگريستم
غافل از اینکه کف چشمهایم را میخوانی
زندگی شستن یک بشقاب است .
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است .
زندگی مجذور آینه است
زندگی گل به توان ابدیت ،
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ساده ویکسان نفسهاست .
هر کجا هستم ، باشم ،
آسمان مال من است
پنجره ،فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است .
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت ؟
من نمی دانم
که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبیست ، کبوتر زیباست .
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست .
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد .
چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید .
واژه را باید شست
واژه باید خود باد ، واژه باید خود باران باشد .

كاش در دهكده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت كمی ارزانی بود
كاش اگر گاه كمی لطف به هم ميكرديم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
كاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف ترين خاطره مهمانی بود
كاش دريا كمی از درد خودش كم می كرد
قرض می داد به ما هرچه پريشانی بود
كاش به تشنگی پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
كاش رنگ شب ما هم كمی عرفانی بود
چه قدر شعر نوشتيم برای باران
غافل از آن دل ديوانه كه بارانی بود
كاش سهراب نمی رفت به اين زودی ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشانی بود
كاش دل ها پر افسانه ی نيما می شد
و به يادش همه شب ماه چراغانی بود
كاش اسم همه دختركان اينجا
نام گلهای پر از شبنم ايرانی بود
كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر
غرق اين زندگي سنگی و سيمانی بود
كاش دنيای دل ما شبی از اين شبها
غرق هر چيز كه مي خواهی و مي دانی بود
دل اگر رفت شبی كاش دعايی بكنيم
راز اين شعر همين مصرع پايانی بود
(مريم حيدر زاده)

بر حاشیه برگ شقایق بنویسی
گل تاب فشار در و دیوار ندارد
شاملو
كاش در
چه روشن چه بی سايه دلباختيم!چه ساده چه ساده غزل ساختيم!
چه ناباور از آخرين سطر شب طلوعی دوباره درانداختيم!
چه بی خاطره بی نفس بی نگاه کبوتر پرانديم از عمق چاه!
نه از نامه ای عطر ياری رسيد نه چنگ پلنگی خطی زد به ماه

دلم ميخواست :دنيا خانه مهر و محبت بود
دلم ميخواست:مردم،در همه احوال با هم آشتی بودند.
طمع در مال يكديگر نميكردند
كمر بر قتل يكديگر نميبستند
مراد خويش را در نامراديهای يكديگر نمی جستند،
از اين خون ريختن ها،فتنه ها،پرهيز ميكردند
چو كفتاران خون آشام،كمتر چنگ و دندان تيز ميكردند
نمی دانی چه دلتنگم چه بی تابم چه غمگینم چه تنهایم تو را هر شب صدا
کردم نمی بینی نمی خوابم بیا تا باورت گردد که بی تو کمتر از خاکم ولی
با توبه افلاکم بیا با آرزوهایم بسازم خانه ای در دل سراغم را نمی گیری
مگربیگانه ای با من

غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد.... عجب از محبت من که در او اثر ندارد....
غلط است هر که گوید:دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر
ندارد
ثانيه های زندگی لذت مي برديم کاش قلبی رو برای شکستن انتخاب نمی کرديم کاش
همه را دوست داشتيم کاش معنی صداقت را ما هم می فهميديم کاش هيچ کودک
فقيری ديگر خواب نان تازه وداغ را نمی ديد کاش دلهايمان دريايی می شد کاش
می فهميديم زندگی زيباست و لذت می برديم تا نهايت کاش ميدانستيم که ما نمی دانيم
فردا برايمان چه اتفاقی می افتد کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دلهای زخم
خورده نبود کاش... کاش... کاش

نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنويسم که هرگز پاره نشود
بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود
بـر چه ديواری بنويسم که هرگز پاک نشود
بـر چه آبـی بنويسم که هـرگز گل آلود نشود
وسرانجام بـر چه قلـبی بنويسم که هـرگز سـنگ

کسی رو دوست داشته باش که قلب بزرگی داره!
و تو رو با غرور و بزرگی تو قلبش جا میده!
وارد شدن به قلبش خودت رو کوچک کنی.

عشق فراموش کردنی نیست بلکه بخشیدنیست
عشق گوش دادن نیست بلکه درک کردنیست
عشق دیدن نیست بلکه احساس کردنیست
عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است.

کاش روياهايمان روزي حقيقت مي شدند
تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند
سادگي،مهر و صفا قانون انسان بودن است
کاش قانون هايمان يکدم رعايت مي شدند
اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب
کاش روزي چشمهامان با صداقت مي شدند
گاهي از غم مي شود ويران دلم ، اي کاشکي
بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند

يكي تو راست ميگي، يكي پينوكيو
يكي تو مهربوني، يكي خرس مهربون![]()
يكي تو قشنگ راه ميري، يكي تنسي تاكسي دو
كي موهاي تو قشنگه، يكي موهاي آنشرلي![]()
يكي خونه شما قشنگه، يكي خونه مادر بزرگه
يكي تو سفيدي، يكي سفيد برفي![]()
يكي گوشهاي تو قشنگه، يكي گوشهاي زي زي گولو![]()
يكي تو خوشگلي، يكي پلنگ صورتي![]()
يكي تو زبلي، يكي ملوان زبل
يكي ما دوتا با هم خوبيم، يكي تام و جری![]()

یکی از چیزایی که اصلاْ ازش خوشم نمیآد یا بهتره بگم ازش متنفرم
همین دلشوره قبل از تهوعه! نه میتونی به کاری برسی و نه بالا میآری
که راحت بشی! کاملاْ فلج هستي. دیشب همین حالت رو داشتم! الان تهوع
از بین رفته ولی در عوض دلشوره چند برابر شده! فکر میکردم
اینطوری بهتره ولی ...
توی اینجور مواقع نمیدونم چیکار کنم! تو میدونی؟![]()
![]()
کاش چشمان مريضم به تو می گفت که تنهايی چيست؟
کاش در کوچه مهر سهم هر کس کنجی بود، روبه رويش
حوضی، که در آن ماهی ها با اميد می رقصيدند با اميد می مردن

شب نگاه خسته اما مشتاقت را به آنها می دوزی و
آرزو میکنی که کاش می توانستی با دستهایت سهم
خودت را از آسمان برداری . اگر تو بخواهی می توانند
پلکانی شوند و تو را اوج دهند تا ملاقات خدا؟
اگر ميدانستم که در پس هر خنده ای گريه ای وجود دارد ، هرگز نمي
خنديدم . و اگر ميدانستم که درپس هر سلامی ، خداحافظی هست
هرگز سلام نمي کردم . و اگر ميدانستم در پس هر آشنای جدایی
وجود دارد ، هرگز آشنايت نمي شدم . و حالا که خنديدمت ،
سلامت کردم ، و آشنايت شدم ، دوستت دارم
و هرگز فراموشت نخواهم کرد
